تاریخ و فرهنگ استان بوشهر
موقعیت : جنوب غربی ایران
مجاورت : شمال:استان خوزستان و قسمتی از کهگیلویه و بویراحمد جنوب:خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان شرق:استان فارس غرب: خلیج فارس
آب و هوا:به علت نزدیکی به استوا و کمی ارتفاع به طورکلی دارای آب و هوای گرم از نوع بیابان کناری است که در داخل استان گرم و خشک و در سواحل گرم و نمناک است
وسعــــت: 27653کیلومتر مربع
جمعـیــت: 743675
تقسیمات: 8 شهرستان، 17 بخش، 13 شهر، 36 دهستان و 6 صدم آبادی دارای سکنه
شهرستانها: بوشهر، تنگستان ، دشتستان ، دشتی ، دیر ، دیلم ، کنگان و گناوه
مرکـــــز : بندربوشهر
استان بوشهر در یک نگاه بوشهر از استانهای جنوبی ایران است که در حاشیه خلیج فارس قرار دارد. این استان با مساحتی حدود ۲۷۶۵۳ کیلومتر مربع؛ از شمال به استان خوزستان و کهکیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس و استان هرمزگان، از شرق به استان فارس و از غرب به خلیج فارس محدود است. استان بوشهر با خلیج فارس بیش از ششصد کیلومتر مرز دریایی دارد و از اهمیت راهبردی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است. استان بوشهر دارای 9 شهرستان به نام های: بوشهر (مركز استان)، تنگستان، دشتستان، دشـتی، دیر، كنـگان، گنـاوه و جم می باشد.
منطقه بوشهر به لحاظ موقعیت سوق الجیشی و وجود شركت های بزرگ نفتی و اجرای طرح های صنعتی بزرگ مانند نیروگاه اتمی، كشتی سازی، نیروی انسانی فعال استان های مجاور و مناطق دیگر را به خود جذب كرده است. مردم این استان به زبان فارسی و با گویش محلی تكلم می كنند. لهجه ها در روستا ها بیشتر از شهرها تنوع دارد. برخی از اهالی "جزیره شیف" و بنادر كنگان و عسلویه نیز به زبان عربی صحبت می كنند. لهجه های فارسی به گویش بردستانی، دشتی، تنگستانی و كازرونی در استان بوشهر رواج دارد.
این منطقه به دلیل نزدیكی به خط استوا و كمی ارتفاع به طور كلی دارای آب و هوای گرم است كه در داخل استان گرم و خشك و در سواحل گرم و مرطوب می باشد. حداكثر مطلق دمای استان بالاتر از 50 درجه سانتیگراد و حداقل مطلق درجه حرارت به کمی کمتر از 0 درجه سانتیگراد می رسد. میانگین دمای سالانه بوشهر حدود 25 درجه سانتیگراد است.
میانگین بارش سالانه استان بوشهر 220 میلیمتر است که بیشتر در فصول پاییز و زمستان روی می دهد. به طور كلی استان بوشهر 6 ماه از سال گرم، دو ماه تقریبا معتدل تا سرد و حدود چهار ماه از سال معتدل تا گرم می باشد. نم موجود در ساحل دما را تا حدودی متعادل می كند اما درصد رطوبت در برخی از ماه ها چنان بالا می رود كه به حد اشباع می رسد. در این حالت هوا از فعل انفعال می افتد و هوای دم كرده و كم تحركی به وجود می آید كه اصطلاحا به آن شرجی می گویند.

موقعيت جغرافيايي:
استان بوشهر در جنوب ايران و در حاشيه خليج فارس قرار دارد. مساحت آن 25 هزار كيلومتر مربع است اين استان, از شمال به استان خوزستان و استان كهكيلويه و بوير احمد, از مشرق به استان فارس, محدود است. شهرستان بوشهر 995 كيلومتر مربع مساحت و 743675 نفر جمعيت دارد. اين استان شامل 8 شهرستان, 17 بخش, 35 دهستان و 823 آبادي است.
شهرستان هاي تابعه عبارتند از:
1- بوشهر 2- تنگستان ( اهرم ) 3- دشتستان(برازجان)
4- دشتي(خورموج)
5- دير 6- ديلم 7- كنگان 8- گناوه
آب و هوا :
آب و هواي استان بوشهر را مي توان به دو بخش تقسيم كرد: در نوار ساحلي, آب و هواي گرم و مرطوب, و در قسمتهاي داخلي, گرم وخشك و بياباني است . در هر دو بخش متوسط دماي سالانه 24 درجه است. بيشترين مقدار آن در تابستان حدود50 درجه, و كمترين مقدار آن در زمستان حدود 6 درجه است. بدين ترتيب, استان بوشهر از نواحي گرم به شمار می رود. حداكثر رطوبت نسبي هوا در بوشهر 94% و حداقل آن 40% می باشد.
آبها :
الف: آبهاي سطحي :
آبهاي سطحي استان, شامل رودخانه هاي دايمى و اصلي و اتفاقي و چشمه هاست, كه به عنوان بخشي از حوضه آبريز خليج فارس عمل می كنند. تمام رودها در اوايل بهار طغيان می كنند. بيشتر آنها به علت شرايط خاص اقليمي به صورت فصلي و اتفاقي هستند. از بين آنها, رودخانه هاي مُند, دالكي و شاپور دايمي می باشد.
رودخانه ها :
رودهاي استان بوشهر, به علت عبور از طبقات نمكي, معمولاً شور و غيرقابل شرب می باشد. مهمترين آنها, عبارتنداز:
1- رودخانه مُند 2- رودخان دالكي 3- رودخانه شاپور
4- رودخانه حِله 5- رودخانه اهرم 6- رودخانه شور
ب: آبهاي زير زميني :
دو بخش عمده آبهاي زيرزميني در استان بوشهر تشخيص داده شده است:
1- منطقه برازجان 2- منطقه خورموج
چشمه ها :
عبارتند از: الف: چشمه هاي گوگردي دامنه هاي شرقي دشت برازجان كه آب آنها داراي تركيبات گوگردي است. اين چشمه ها به رودخانه دالكي می ريزند و سبب خراب شدن كيفيت آب آن می شوند.
ب: چشمه هاي آب گرم, منطقه اهرم كه براي معالجه بيماريهاي پوستي مفيد است.
ج: چشمه هاي آب شيرين ناحيه خائيز اهرم كه تعداد آنها نسبتاً زياد بوده و داراي كيفيت بسيار خوبي هستند. چشمه هاي بَنْيان, پرآب ترين چشمه هاي اين ناحيه می باشند
د: چشمه هاي منطقه فارياب كه از به هم پيوستن آب آنها رود فارياب تشكيل می شود. مهمترين چشمه اين منطقه, چشمه تنگ فارياب است كه اهالي روستاي فارياب براي آبياري باغهاي خود از آن استفاده می كنند.
زبان :
تقريبا" تمام مردم اين استان به زبان فارسي با لهجه هاي محلي صحبت می كنند. لهجه ها در روستاها بيشتر از شهرها متنوع و مشهورند وبين آنها اختلافاتي نيز به چشم می خورد. برخي از اهالي جزيره شيف, بنادر كنگان و عسلويه نيز به زبان عربي سخن می گويند.
مذهب :
اكثر اهالي استان مسلمان می باشند و اقليتهاي مذهبي موجود در استان افراد مهاجري هستند كه بر حسب ضرورت شغلي در اين نقاط مسكن گزيده اند.
نوع غذا :
محدود بودن كشاورزي و دامپروري, و در نتيجه كمبود مواد اوليه غذايي, تعداد نسبتاً زياد افراد خانواده و پايين بودن سطح درآمد در اين استان, در كاهش كيفيت غذايي مردم و توجه بيشتر به كميت آن موثر بوده است. صرف نظر از وجوه اشتراك غذاهاي سنتي در ايران, تنوع غذاهاي محلي در اين استان محدود است و از همه مهمتر آنكه ماهي در غذاي بيشتر مردم اين استان خاصه سواحل و جزاير آن سهم مهمي دارد. تنها نواحي داخلي و كوهپايه ها هستند كه در آنها غذاهايي مانند دال عدس, در عولويت قرار دارد. علاوه بر آن, تهيه انواع خوراكهاي ماهي دار, از قبيل : قليه, ماهي سرخ كرده, ماهي شكم گرفته و تَه انداز نيز معمول است.

قلیه ماهی
شغل :
معمولاً عبارتند از:
كشاورزي, دامپروري و مرغداري,ماهيگيري و شيلات
صنايع :
صنايع استان, به دو قسمت تقسيم می شوند:
صنايع دستي :
1- كشتىسازي(لنج وقايق سازي), 2- توربافي, 3- قالىبافي, 4- گَبه بافي, 5- گليم بافي, 6- نمدبافي,
7- عبابافي, 8- كوزه گري يا سفال گري, 9- حصيربافي, 10- گيوه دوزي, 11- جارو(پيشي و پنگي),
12- كلاه حصيري, 13- مشك, 14- دولچه, 15- زنبيل و سبد بافي
صنايع ماشيني :
عبارتند از انواع شركتها و پالايشگاه گاز(كنگان) و به خصوص نيروگاه اتمي
معادن :
معادني كه تا به حال در استان بوشهر شناخته شده, عبارتند از: گاز, نفت, سنگ گچ, سنگ لاشه, سنگ نمك, سنگ قير و شن و ماسه.
آثار باستاني استان بوشهر :
1) ويرانه هاي ريشهر: گنجينه اي از آثار و تمدن دوران ايلامي و ساساني است كه سفالهاي رنگين مربوط به عهد كال كولتيك kalcultisalamu در آن پيدا شده است.
2) قبرستان شغاب: اين قبرستان در جنوب شهر بوشهر واقع است و چند سال پيش, توسط اداره حفظ ميراث فرهنگي بوشهر كشف شده است. در اين قبرستان, اسكلت اموات در داخل خمره هاي بزرگ و كوچك نخودي رنگ مدفون شده اند. اشياي كشف شده ديگر در اين قبرستان, در خمره هاي سفالي بزرگ و كوچك قير اندود شده قرار گرفته اندكه تابوتهاي سنگي مكعب شكل و مهره هاي عقيق تزئيني مي باشند.
3) خانه قاضي: اين بنا واقع در مرز محله بهبهاني و شنبدي بوشهر, كوچه طاق خوني, داراي تزئينات گچبري به شكل گل و بوته, در ورودي مقرنس كاري شده و داراي در و پنجره هاي نفيس منبت كاري شده و پنجره هاييبا شيشه هاي رنگين است.
4) بقعه امامزاده عبدالمهيمن: اين بنا********ء ***مقبره يكي از اعقاب حضرت عباس بن علي(ع) است كه ساختمان قديمي آن در اثر زلزله ويران شده و ساختمان فعلي آن حدود يك قرن پيش تجديد بنا شده است.
5) آتشكده كوه مُند: در 20 كيلومتري خورموج واقع شده است. اين آتشكده در دل كوه مُند تراشيده شده است. داراي تالار چهار گوش و مربع شكل است كه در وسط آن آتشدان مدوري قرار گرفته است.
6) سيراف(بندر طاهري): در240 كيلومتري جنوب بوشهر قرار گرفته كه اوايل قرن پنجم بندر بزرگ بازرگاني ايران بوده است. احتمالاً در دوران شاپور ساساني ساخته شده است و متشكل از حمام كاروانسرا, كوره سفالپزي, قبرهاي سنگي, آرامگاههاي گروهي و مسجدي از قرن هفتم با قلعه هاي مربوط به قرن سوم و چهارم هجري است.
7) آثار باستاني كوههاي تنگِ اِرَم: در مرتفعترين قسمت اين كوهها, بقاياي چهار اتاق مستطيل و مربع شكل متعلق به دوره ساساني, كه با قلوه سنگ و ساروجساخته شده است, مشاهده می شود.در پايين اين مجموعه, چهارآب انبار بيضي شكل قرار دارد.
8) آثار باستاني بَزدَك سياه : در نزديكي دهكده درودگاه, پنج تپه باستاني در داخل نخلستانهاي پر آب قرار گرفته اند كه به فواصل مختلف و در ابعاد گوناگون از هم واقع شده اند. در نتيجه حفاري مركز باستان شناسي ايران 160 قاعده ستون سنگي مربوط به دوره هخامنشي نمايان شده است.
9) آثار باستاني بوشهر: در اين شهر, آثار تاريخي متعددي وجود دارد كه مهمترين و معروفترين آنها, عبارتند از: بازار قديم, تَل ارامنه نزديك بازار قديم, ساختمان مدرسه سعادت, كليساي ارامنه گريكوري, كليساي مسيح مقدس, ساختمان اميريه سابق (شهرداري سابق) آب انبار قوام, مسجد جامع, ساختمان استانداري سابق (و پيش از آن مقر ژنرال كنسول انگليس), ساختمان گمرك(چهار برج), ساختمان عظيم و نيمه مخروبه مَلِك (ملك التجار) در بهمني, عمارت دريابيگي (محل سابق كارخانه يخسازي و برق) نزديك جفره و عمارت ژرمني (مقر سابق فرماندهي انگليس كه اشتباهاً آن را ژرمني مىنامند) و عمارت سبز آباد.
انواع ماهيهاي استان بوشهر :
ماهىهاي خوراكي كه در سواحل وجزاير استان بوشهر صيد مىشوند عبارتند از: ماهي حلوا سفيد, شوريده, راشگو, سنگسر, هامور, قباد, سرخو, شعري, شئوم, سه بيتي, خارو, گواف, ميد, صبور انگز و دهها نوع ديگر.
مناطق حفاظت شده :
- منطقه حفاظت شده تالاب حلّه: اين منطقه محل تلاقي دو رودخانه شاپور و دالكي قرار گرفته و محل زيست انواع پرنده آبزي مهاجر است. اين تالاب يكي از تالابهاي نمونه در سراسر جنوب ايران است.
- منطقه حفاظت شده مُند: اين منطقه در اطراف رودخانه مُند قرار دارد و داراي گونه هاي منحصر به فرد جانوري است.
- منطقه حفاظت شده نايبند: اين منطقه از نظر تنوع جانوران وحشي منحصر به فرد است و داراي ميش, قوچ, كل, بزوحشي, آهو, جبر و پلنگ است. جبر را آهوي هندي يا آهوي كويري نيز می نامند. اين منطقه داراي زيباترين چشم اندازهاي ساحلي در خليج فارس می باشد.
شكارگاه كوه سياه :
شكارگاه كوه سياه كه در حدود 7 هزار راس بز,كل, ميش وحشي و قوچ در آن زندگي می كنند. در 82 كيلومتري جنوب شرقي برازجان با ارتفاع 1691 متر قرار دارد و محل قشلاق عشاير است. در مناطق حفاظت شده و شكارگاه كوه سياه با اجازه سازمان محيط زيست و اخذ پروانه, امكان شكار در فصول معيني وجود دارد.
__________________
هنرهاي سنتي استان بوشهر
هنرهاي سنتي استان بوشهربه دليل دوربودن از مركز وهمچنين نبودن مواداوليه در منطقه، معدود و تنها شامل رشته هاي زير است:
حصير بافي ،عبابافي ، منبت ، گره سازي( گره سازي امروزديگر رايج نيست ) گليم ،گبه،قالي و جاجيم و رشته هاي گليم و گبه به دليل اينكه از بازارخوبي بهره مند است فعـــالمي باشد ، اماعبا بافي رو به فراموشي است. سفال گري به دليل نبودن بودجه كافي در دسترس هنرمندان و دور بودن از مركز از كيفيت خوبي برخوردارنيست .هنرهاي سنتي در اين منطقه انگشت شمار است، اما در بيشتر روستاهاي شهرستانهاي دشتي ، دشتستان گناوه، كنگان و دير به گبه بافي مشغولند.در گبه بافي ، روستاي شول شهرستان گناوه از اهميت خاصي برخوردار است زيرا قدمت بيشتري درگبه بافي دارد.گبه هاي شول به كشورهاي حوزه خليج فارس و حتي اروپا صادر مي شود.نقشه هايگبه هاي صادراتي توسط شركت ها سفارش داده مي شود و نقش هايي است كه مورد پســند بازار اروپا است و ريشه در گبه بافي محلي ندارد.
اما بعضي از بافندگان كه نقشهاي اصيل را نسل به نسل به خاطر سپرده ا ند و اين گبــــــــــــه هادر خانه هاشان ديده ميشود . درقديم پشم ها و نخهاي گبه رنگ نمي شد وبه رنگ طبيعـــــــــيخود پشم مي بافتند و به آن گبه خود رنگ مي گفتند.جاجيم بافي در استان بوشهر به گبه و قالي از بازار اقتصادي خوبي برخوردار نيست اما هنرمندان آنرا براي خودشان مي بافند و همينطور اهالي براي جهزيه به فرزندانشان از هنرمندان خريداري مي كنند .حصيربافي در منطقه : دستاوردهاي هنرمند حصيربافي در اكثر خانه هاي بوشهر ديده مي شود ، اما از قيمت كمي برخوردار است و جواب نياز هنرمندان رانمي دهد و هنرمندان به ناچار براي كسب وامرار معاش مجبورند به كار ديگري مشغول شوند .عبا بافي : به دليل اينكه تعداد استادكارها اندك است رو به انقراض است و اكثر هنرمندان آن افراد مسن هستند و نيروهاي جوان مايل به فراگيري اين صنعت نيست .سفالگري : اين رشته در اين منطقه بيشتر است و نوآوري در آن مشاهده نمي شود و اكثر همت كارگاه هاي سفالگري صرف ساختن قليان مي شود ، زيرا هنـرمندان با اين دستاوردها امــرار مـعاش مي كنند وجز اين درآمد ديگري ندارند و غالبا بدليل اينكه بودجه ندارند ، دست ساخت هاي آنان نيز تنوع خاصي ندارد ،در صورتي كه همه آنان مشتاقند تاآنچه راكه درذهن دارند دركوره هاشان مشاهده كنند و خلاقيت خويش را در اين دستاوردها به معرض نمايش بگذارند .
گبه و قالي :
شاخص ترين محصول صنايع دستي استان بوشهر نوعي فرش بنام گبه است . علاوه برآن بافت انواع قالي و قاليچه در تقاط مختلف روستايي در ميان عشاير ساكن در روستاها رايج مي باشد .در استان بوشهر بافندگان به دو قشر تقسيم مي شوند . يك عده بافندگاني هستند كه مواد اوليه را به سرمايه خوشان تهيه مي كنند و مي فروشند كه از وضعيت اقتصادي خوبي برخوردارند . قشر ديگر به صورت دستمزدي كار مي كنند و مواد اوليه را از ساير منابع تحويل مي گيرند . سابقه تاريخي : در هر جاكه دام وجود داشته است ، انسان به كاربرد پشم گوسفند پي برده و بعدها بافت گبه و گليم درهمان مناطق معمول شده است ، روستاي شول قدمت ديرينه در گبه بافي دارد. بعد از آن سرمك ، رود فارياب ، ده كهنه و غيره
مشخصات يك گبه مرغوب :
1-دار محكم باشد .
2-چله كشي به خوبي انجام شده باشد .
3-گره بايد محكم زده شود .
4-شانه به خوبي زده شود .
5-نخي را كه بعد از گره زدن مي بافند ، به اصطلاح زنجيري ، كه درروستاي شول به آن تپ كو مي گويند به خوبي بافته شود و روي آن شانه زده شود .
نقوش و رنگهاي گبه :
در اين منطقه طرح ها بيشتر الهام گرفته از طبيعت است كه در محل زندگي آنان وجود دارد ، مانند نقش بز ، پرنده و درخت كه در قالي و گبه ها ديده مي شود . ممكن است به صورت طرح بندي باشد ، يعني يك قطعه از طرح در سر تا سر فرش چه در طول چه در عرض تكرار شده باشد . طرح هندسي هم در بافته ها يشان ديده مي شود گبه هاي اين مناطق صادراتي هستند و براي كشورهاي اروپايي سفارش مي گيرند . گبــه هاي امروزي با استفاده از طـرح ها و نقش هاي كه به بافندگان داده مي شود آماده مي شود و طرح ها اصالت ديرين را ندارند . در گذشته همه گبه ها به رنگ خود پشم بافته مي شد و رنگ ديگري نداشت .
نقش هاي گبه در روستاي شول:
1-نقش دو لوزي سماور
2-نقش وسط چنگ
3-ماه و آفتاب
4-نقش حسين خاني
5-نقش كنگره اي
6-چنگ
7-قليوني (محل اتصال دو لوزي را قليوني مي گويند)
8-نقش چنار
9-بغل خوسي
10- نقش ساده شده حيوان مانند نقش آهو كه به آن شكال مي گويند .
نقش هاي موجود در روستاي كلمه :
1-ناظم
2-گل حاشيه و چهار شاخه
3-سراب
4-نقش بلبل
5-نقش تجريه ي حيوان
6-نقش كبك روي كوه
7-نقوش شطرنجي
گليم :
گليم يكي از بافت هاي داري است كه دراكثر نقاط كشورمان بافت آن رايج است . روستاي شنبه از توابع شهرستان دشتي و روستاي سرمك از توابع شهرستان دشتي بخش جم و ريز از توابع شهرستان كنگان و بسياري از روستاهاي استان بوشهربه گليم بافي مشغولند . نقوش گليم غالبا هندسي است ، اما در بعضي از مناطق مانند روستاي سرخره (دشتستان) گليم نقش دار ندارند و به صورت راه راه مي بافند . رنگ گليم متنوع است و به رنگهاي مختلف مي بافند .گاهي اوقات پشم را با رنگ گياهي رنگ ميكنند . مثلاً از پوست گردو رنگ قهوه اي مي گيرند و از گل درخت گز رنگ قرمز مي گيرند.
نقوش روستاي شنبه :
نقوشي حوضي ،چنگ ، تهراني كوچك ، تهراني بزرگ ، كشكولي ، دانه بيگي نقش خراساني.نقوش روستاي سرمك آقاجاري ، نيم خانه ، انگليسي ، نصف حوض ، بحروني ، خشت.تگين : نوعي گليم است كه اين محصول مخصوص پختن نان است يعني وسايل و ردنه زدن خمير را بر روي تگين مي گذرند و بر روي آن مي نشينند و نان درست مي كنند.
عبا بافي :
عبا بافي از رشته هاي صنعت نساجي است كه روزگاري در ايران و به ويژه در مناطق روستايي داراي گستردگي فراواني بوده است . اين صنعت در پاره اي از نقاط استان بوشهر مانند روستاهاي تنگ ارم ، بنار آزادگان، زيارت ، سعدآباد ، بردخون ، كردوان سفلي و عليا و حومه شهر اهرم رايج بوده كه علاوه بر تأمين نيازهاي روستاهاي استان به كشورهاي حوزه خليج فارس نيز صادر شده است . در حال حاضر (زمستان 1375) ارزش توليدات عبا در سال بيش از000/216/000 ريال مي باشد و تنها در سال گذشته مبلغ 000/108 مارك درآمد ارزي براي كشور داشته است .
نقوش و رنگها :
در اين بافت نقشي وجود ندارد . به صورت ساده بافته مي شود رنگ قهوه اي ، كرم رنگ . به ندرت مشكي است .
جاجيم :
جاجيم جزء فرآورده هايي است كه به كمك دستگاه بافندگي چهار ورودي بافته مي شود . نوع دستگاه آن در مناطق مختف با هم تفاوت دارد. مثلاً در منطقه سرخره روستاي شهرستان دشتستان با دار قالي جاجيم مي بافند و تفاوت آن با دار قالي اين است كه به آن چهار ورد اضافه مي كنند.در منطقه ممريز روستاي شهرستان دشتي دستگاه جاجيم بافي مختص به جاجيم است . در منطقه عيسوند دستگاه بافندگي جاجيم مانند دستگاه بافندگي عبا است .
نقوش و رنگها :
نقوش جاجيم بيشتر به صورت راه راه يا چهار خانه است و بعد از بافت روي آن را هم به سليقه خود تزئين مي كنند و به رنگهاي مختلف بافته مي شود.
حصير بافي :
حصير بافي يكي از قديمي ترين صنايع دستي و شايد كهن ترين آنهاست كه به عنوان منشأ نساجي شناخته مي شود و در بسياري از كشورهاي جهان به ويژه آن دسته از ممالكي كه به مـــواد اوليه مورد نياز اين رشته دسترسي دارند مرسوم و متداول بوده است .امروزه در مناطق مختلف كشورمان كه دسترسي به برگ درخت خرما ، ساقه گندم ، ني و تركه وجود دارد ، محصولات اين رشته به صورت حصير بافي ، سبد بافي ، مروار بافي ، تركه بافي ، چم بافي و چيغ بافي رايج است . در استان بوشهر به دليل فراواني برگ و الياف خرما و گياهان خودرو شبيه ساقه گنــــــدم كه در اصطلاح محلي خاكه ناميده مي شود. از دير باز توليد انواع محصولات حصيري به منظور استفاده محلي و فروش در ساير بازارها در حد گسترده اي رايج بوده است و امروزه به دليل جايگريني محصولات كارخانه اي وعدم ثبات بازار فروش اين محصولات از توليد آنها كاسته شده است و بيشتر به منظور مصرف داخلي روستائيان تهيه مي گردد. تعداد صنعتگران شاغل در اين رشته در استان بوشهر بالغ بر 800 خانوار مي باشد . ارزش توليدات حصيري در سطح استان تنها در سال گذشته بالغ بر 000/000/64 ريال بوده است . در روستــاهاي تابعه گناوه ، دشتستان ، دشتي ، تنگستان و كنگان حصير بافي رايج است . نقوش و رنگها : براي رنگ كردن برگ نخل جوهر رنگي از عطاري تهيه مي كنند كه نام آن بقم است .
بقم به چند رنـــــــگ وجود دارد و به رنگهاي سبز ، آبي ، بنفش و نارنجي . بقم را با زرد چوبه مخلوط مي كنند تا رنگ آن جلاي بهتري داشته باشد و روشنتر شود و براي اينكه رنگ تيره تر يا روشنتر شود مقدار زردچوبه را كم يا زيادتر مي كنند.نقش ها در حصير يا سبد و ديگر محصولات ذهني بافته مي شود و به صورت لوزي هاي كنگره دار و هندسي بافته مي شود.محصولات: مهمترين محصول حصيري استان بوشهر كه هم از نظر اقتصاد خود مصرفي داراي اهميت ويژه اي مي باشد و هم در گذشته در امارت متحده عربي داراي بازار مناسبي بود. نوع فرش حصيري به نام تك است كه معمولاً به عرض ده سانتي متر بافته مي شود و سپس به اندازه عرض مورد نظر قطعات ده سانتي حصيري در كنار يكديگر دوخته مي شود. از اين محصول به منظور پوشش سقف كپرهاي روستايي نيز استفاده مي شود زيرا به دليل نوع بافتنش به راحتي آب باران را از خود عبور مي دهد. محصول ديگر به نام مغرف كه نوعي زنبيل كوچك است .تويزه محصول ديگري است كه داراي قابي دايره اي شكل است و بيشتر به عنوان جاي نان مورد استفاده قرار مي گيرد.تلي محصول ديگري كه ظرف مناسبي براي نگهداري گندم ، جو و ساير حبوبات و غلات است .
سپك : ظرفي سيني مانند است و براي پاك كردن گندم مورد استفاده قرار مي گيرد.
كنده :جاي نگهداري ميوه است .
چاكان: سبدي براي جمع آوري خرما است و به عنوان كفه ترازو و نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
بادبزن : كه در انواع مختلف كوچك و بزرگ و ريز و درشت با تزئين و نوار دوزي رنگي بافته مي شود.
طناب : كه براي بالا رفتن از درخت خرما يا بالا كشيدن دلو آب از چاه مورد استفاده قرار مي گيرد.
كلاه حصيري: در اندازه هاي مختلف و به صورت ساده يا رنگي بافته مي شود.
سفالگري :
به دليل اهميت حياتي آب در منطقه كم آب و محروم بوشهر ، ساخت وسايلي كه بتواند نقشي در خنك كردن و خنك نگهداشتن آب داشته باشد از دير باز مرسوم بوده و كارگاههاي سفالگري كنگان و برازجان در جوار تهيه و توليد وسايل خنك كننده آب كه در اصطلاح محلي به آن حبانه مي گويند به ساخت ساير فرآورده هاي سفالين از قبيل كوزه آب ، كوزه قليان ، سر قليان ، كشك ساب و غيره مشغول بوده اند كه اين محصولات غالباً بدون لعاب به بازار عرضه مي شده اند.در حال حاضر علاوه بركارگاههاي سفالگري كنگان و برازجان در شهرستان دشتي و بندر ديلم نيزكارگاههاي سفالگري وجود دارد.
نقوش و رنگها :
بيشتر سفال ها به رنگ قهوه اي ـ حنايي و سبز ديده مي شود و نقش ها به صورت گل و برگ كنده كاري به صورت مارپيچ و نقش هاي لوزي وجود دارد.
منبت :
منبت سازي يا منبت كاري عبارت است از برجسته كاري روي چوب به نقوش مورد نظر و براي منبت دو روش عمده به كار مي رود : در روش اول چوب يكپارچه به وسيله مغار و سوهان برجسته مي شود(تراش زمينههاي ) ودر روش دم قطعات چوب جداگانه بوسيله مغار سوهان تراش شده و سپس كنار هم مطابق با طرح چيده مي شودند (زمينه معمولاً چوبي است ) منبت كاري در زمان قاجاريه در شهر بوشهر به اوج رسيده بود و قبل از آن هم ممكن است كه وجود داشته اما آثاري به جاي نمانده است .
نقوش و رنگها :
بيشتر نقش ها طبيعت ، گل و مرغ، نقوش تجريدي حيوانات و نقوش اسليمي مشاهده مي شود و از رنگ خود چوب استفاده مي شود.
گره چيني :
گره چيني عبارت است از اتصال قطعات چوبي بوسيله اتصالات چوبي به نحوي كه نقش گره اي در آن مشاهده شود. براي گره چيني كه اغلب مشبك و همراه با شيشه (ولي چند تكه ) ساخته مي شود نياز به يك طرح گره اي است كه بر اساس آن قطعات چوبي را به طول و ضخامت مورد نظر بريده و سپس بسته به جاي آن از نوع اتصال مناسب آن استفاده مي كنند . در گره چيني اتصالات زيادي به كار مي رود و ممكن است بر خلاف و سايل زير ساختي در يك اتصال آن از چندين قطعه چوب استفاده شود و يك اتصال چندين چوب را به هم متصل كند. امروزه ديگر گره چيني در بوشهر رايج نيست اما در دوره قاجاريه بسيار مورد استفاده و رواج داشته ولي امروزه هنرمندان تنها به مرمت آن مشغولند.
نقوش و رنگها :
در كار گره كاري نقش ها به شرح ذيل مي باشد1ـ پنج شمس مربع 2ـ هفت بند قوسي 3ـ شش بند قوسي 4ـ هشت قول 5ـ چهار قول 6ـ هشت شمس مربع 7ـ هلال خورسيدي 8ـ هلال كماني 9ـ هلال تيز
موسيقي سنتي :
انواع سازها در استان بوشهر :
سازهاي بادي شامل :
1ـ ني انبان 2ـ ني جفتي 3ـ ني تكي
سازهاي پوستي شامل :
1ـ دمام 2ـ دايره و همراه كننده سازها سنج و بوق است .
ني انبان از دو قسمت تشكيل شده : 1ـ دسته كه از چوب ساج ساخته شده است . در دسته ني انبان دو ني وجود دارد كه هر كدام شش سوراخ دارند و با دست مي تواند هفت نت را اجرا كند.
2ـ پوست ني جفتي: بلند تر از دسته يا ني ،ني انبان است و فاصله بين سوراخ هايش بيشتر است . در ني جفتي ديگر پوست وجود ندارد و هواي داخل ني را با دهان كنترل مي كنند ، در صورتي كه در ني انبان هواي داخل را با هوايي كه در داخل پوست است كنترل مي كنند.از دمام ، بوق و سنج در مراسم عزاداري ، عاشورا و وفات حضرت علي (ع ) و غيره استفاده مي كنند.از ني جفتي و ني انبان در مراسم جشن و سرور استفاده مي كنند.
بوق:از شاخ قوچ است اين شاخ از هند وارد مي شود و هر چه پيچش آن بيشتر باشد مرغوبتراست .
منبع : سازمان میراث فرهنگی بوشهر
جاذبه های گردشگری استان بوشهر
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز گردشگری علمی – فرهنگی دانشجویان ایران (ایستا)؛ هوای معتدل پاییز و زمستان، چشمه های آب معدنی، سواحل دریای مشهور و زیبای خلیج فارس، جزیره های متعدد، تالاب های کم نظیر و ارزشمند، ویژگی های ژئومورفولوژی و زمین شناسی منحصر به فرد، پوشش گیاهی نواحی گرمسیری، جانوران خاص مناطق خشکی و دریایی همراه با جاذبه های تاریخی و اجتماعی در این منطقه؛ همگی دست به دست هم داده و یکی از پرجاذبه ترین نواحی طبیعی جمهوری اسلامی ایران را به وجود آورده است.
به گزارش ایستا؛ استان بوشهر همواره تعداد زیادی از دوست داران طبیعیت را به سوی خود جذب می کند و نقش ارزنده ای در صنعت گردشگری کشور ایفا می نماید.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرکز گردشگری علمی – فرهنگی دانشجویان ایران (ایستا)؛ استان بوشهر از جمله استان های مهم جنوب ایران است که از نظر تاریخی، طبیعی، اجتماعی و فرهنگی دارای جاذبه های متعددی است.
رودخانه های متعددی در این استان جریان دارند که سواحل آن ها را می توان جزو جاذبه های طبیعی و مهم استان به شمار آورد. علاوه بر این موارد می توان از چشمه های آب گرم استان نیز به عنوان مکان های جالب توجه استان نام برد که در این میان چشمه آب گرم نیلو و چشمه آب گرم گنویه اهمیت بیش تری دارند.
جزیره خارک که در شهرستان گناوه واقع شده، از مهم ترین جاذبه های طبیعی منطقه و یکی از جزایر زیبای خلیج فارس به شمار می آید. این جزیره از مناطق بسیار قدیمی منطقه بوده و دارای آثار تاریخی متعددی است.
بناهای تاریخی و قدیمی زیادی که در سراسر استان وجود دارند، باعث رونق جهانگردی در این منطقه شده اند. این بناها شامل مساجد، کلیساها و عمارتهای قدیمی هستند که بیش تر در مرکز شهرستان قرار گرفته اند.
استان بوشهر افزون بر جاذبه های طبیعی، به سبب دارا بودن پیشینه تاریخی و سابقه کهن فرهنگی دارای اماکن تاریخی، مذهبی و فرهنگی با ارزشی است که از قابلیت های تاریخی و معماری این منطقه حکایت دارند.
استان بوشهر از مهم ترین مناطق جنوبی ایران است که بیش تر شهرستان های آن از بناهای دیدنی و مکانهای تاریخی برخوردارند.بناهایتاریخی�� �ومع ماری استان بوشهر؛ شامل مسجدها و مراکز عبادی اسلامی، باغها و عمارت های دیدنی و برج ها و قلعه های قدیمی می شوند.
آثار و بناهای تاریخی منطقه؛ ردپای تاریخی از دوره های باستانی ایران، دوره های اسلامی و معاصر در بردارند که هر یک به نوبه خود برای گردشگران جذاب و دیدنی است.
تپه های تاریخی زیادی از جمله تل خندق با معماری مربوط به دوره ساسانی و تل مرو واقع در نزدیکی کاخ هخامنشی در منطقه بوشهر وجود دارند که برای باستان شناسان و دانشجویان باستان شناسی قابل توجه است.
از میان بناهای قدیمی منطقه؛ کاخ کورش مربوط به دوره کورش (بنیان گذار سلسله هخامنشی) و کاخ سنگ سیاه که آن هم از بناهای دوره هخامنشی است از اهمیت بیش تری برخوردار هستند. گوردختر - که گفته می شود آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است- نیز از آرامگاه های مهم منطقه است.
کوشک اردشیر یکی دیگر از بناهای شهرستان دشتی است که بنای آن بسیار شبیه به کاخ اردشیر در فیروزآباد بوده و برج قلعه خورموج یکی از آثار شکوهمند تاریخی است که بقایای قلعه عظیم خورموج به شمار می آید. سبک معماری این بنا سلجوقی بوده و متاثر از سبک قلعه سازی دوره ساسانی بنا شده است.
گورستان باستانی خارک نیز در تنگستان قرار دارد و به زرتشتیان منسوب است. پل مشیر که بر روی رودخانه دالکی بنا شده مربوط به عهد قاجاریه است.
مسجد توحید (مسجد برازجانی ها)؛ از قدیمی ترین مساجد بوشهراست که بنای درخور توجهی دارد. امام زاده عبدالمهیمن نیز در شهر بوشهر واقع شده و گنبد آن از گچ بری های زیبایی برخوردار است.
تزیینات درب و پنجره و شیشه های رنگی هشتی آن بر تلطیف نور و زیبایی بنا افزوده است. از میان اماکن متبرکه شهرستان دشتستان، بقعه شیخ منصور خزایی را که مربوط به دوره تیموریان است را میتوان نام برد و بنای امامزاده میرارم از مهمترین بناهای تاریخی شهرستان دشتی به شمار می آید.
مسجد بردستان که گمان می رود از بناهای قرون اولیه اسلامی باشد و امام زاده شاه محمد که در چند فرسخی شمال باختری دیر نزدیک محلی معروف به نام بردخون قرار گرفته؛ جزو بناهای مهم شهرستان دیر هستند.
کلیسای بوشهر هم از اماکن زیبای استان است که متعلق به ارامنه گریگوری است.
خانه ها و عمارت های قدیمی بسیاری در استان بوشهر وجود دارند که برخی از آن ها عبارتند از: عمارت ملک که به صورت یک مجموعه ساختمانی و متعلق به یک قرن پیش است. عمارت گلشن که قدمت آن 170 سال بوده و مجموعه حاج رییس که از پنج ساختمان تو در تو تشکیل شده و در اواسط دوره قاجاریه ساخته شده است.
ازمیان جاذبه های تاریخی تنگستان، خانه رییس علی دلواری در شهرستان تنگستان یادآور خاطرات فراموش نشدنی مبارزات آزادی خواهی هشتاد سال پیش است. قلعه نصوری را می توان مهم ترین جاذبه تاریخی شهرستان کنگان به حساب آورد. این بنا در بندر طاهری در کرانه خلیج فارس قرار داشته و متعلق به اوایل قاجاریه است.
جاذبههای اجتماعی استان بوشهر نیز بخش مهمی از دیگر دیدنیهای این منطقه را تشکیل می دهند.
ایلات و عشایر، جشن ها و آیین های محلی و انواع غذاهای سنتی بخشی از این جاذبه ها را تشکیل می دهند. گرچه استان بوشهر از عشایر بومی برخوردار نیست ولی در هفت ماه از سال برخی از عشایر قشقایی در این منطقه زندگی می کنند که دیدن شیوه زندگی اجتماعی و معیشت آن ها برای هر گردشگری جالب توجه است.
جشن ها و آیین های متعددی در استان بوشهر برگزار می شود که هر یک از آن ها دارای آداب خاص خود بوده و با موسیقی و اشعار خاصی اجرا می شوند که از پرجاذبه ترین عنصرهای گردشگری اجتماعی منطقه بوشهر به شمار می آیند.
__________________
مشاهیر استان بوشهر
محمد حسین رکن زاده آدمیت
محمد حسین رکن زاده فرزند میرزا عبدالله رکن التجار شیرازی متخلص به "مدرک" متولد 1276 شمسی/ 1276 قمری و متوفی 1354 است. جد بزرگ او حاج محمد علی اصطهباناتی در عصر کریمخان زند از اصطهبانات به شیراز رفت. در آن جا به کار تجارت مشغول شد. پس از درگذشت او در شیراز پسرش حاج محمد حسین برای تجارت به بوشهر رفت و در آن شهر مقیم شد بعد از درگذشت وی پسرش میرزا عبدالله معروف به رکن التجار به تجارت پرداخت و تا آخر عمر در بوشهر وطن داشت محمد حسین رکن زاده آدمیت چنان که در جلد سوم کتاب دانشمندان و سخنسرایان فارس نوشته است در روز شانزدهم شوال 1317 قمری متولد شد و در پنج سالگی در مدرسه سعادت بوشهر به تحصیل پرداخت و زبانهای انگلیسی و عربی را فرا گرفت در 1334 قمری در خدمت پدر به اهواز رفت و چند ماه در دبستان "جاسبیه" آن شهر به آموزگاری پرداخت و در تجارت خانه آقا محمد باقر خان بهبهانی نیز به شغل منشی گری مشغول شد. پدرش در هجدهم شعبان 1334 قمری در اهواز به مرض وبا مبتلا شد و درگذشت و او به همراه خانواده به بوشهر بازگشت و در تجارت خانه شوهرعمه اش به کار دفتر داری مشغول شد. در ضمن به تکمیل معلومات خود پرداخت . در 1338 قمری به زیارت عتبات عالیات رفت و در بازگشت به بوشهر با خانواده راهی شیراز و در آن شهر متوطن شد. در شیراز کتابخانه آدمیت را تاسیس کرد و در نزد استادان و دانشمندان آن زمان به تکمیل تحصیلات خود اقدام نمود در 1305 شمسی هفته نامه ادبی سیاسی آدمیت را در شیراز منتشر ساخت و به دلیل سانسور شدید پس از دو سال ان را تعطیل کرد در 1306 شمسی به هندوستان رفت و به سیر آفاق و انفس پرداخت در 1307 به شیراز بازگشت و از طریق بوشهر و خوزستان به تهران رفت و در تجارت خانه حاج محمد معین التجار بوشهری به کار مشغول شد و ماموریت مازندران یافت پس از آن معاون تجارت خانه معین در اهواز شد در بازگشت به تهران بنا بر پیشنهاد سید ابراهیم ضیاءالواعظین شیرازی موسس روزنامه ایران آزاد به مدیریت این روزنامه برگزیده شد. در 1308 کتابخانه آدمیت را در تهران تاسیس کرد در 1314 به استخدام وزارت دارایی در آمد و در اداره واردات خارجی و حسابداری بنگاه کل دارویی کشور و شرکت سهامی مرکزی خدمت کرد. در 1333 شمسی به کتابخانه مجلس شورای ملی منتقل شد و به نوشتن فهرست کتب خطی کتابخانه مجلس مشغول گردید اول مهر 1338 بازنشسته شد و در 1354 در گذشت.
رکن زاده آدمیت صاحب نه تالیف و تصنیف گرانبها است که تاکنون شش جلد از آنها به چاپ رسیده است: 1ـ دانشمندان و سخنسرایان فارس در 5 جلد که در حقیقت بهترین تذکره شعرا دانشمندان و سخنسرایان فارس و جنوب و لارستان و سایر مناطق فارس است.
2ـ دلیران تنگستانی تاکنون به بیش از ده چاپ رسیده است.
3ـ فارس و جنگ بین الملل اول به چاپ هفتم و هشتم رسیده است.
4ـ رساله اغلاط مشهوره.
5ـ رساله کلمات و اصطلاحات جدیده.
6ـ منشات آدمیت.
7ـ دیوان اشعار (چاپ نشده).
8ـ منتخبات ایرانشهر با اصول آدمیت (چاپ نشده).
9ـ منتخب برهان قاطع (ناتمام).
رکن زاده آدمیت در شاعری نیز دست داشت و "سالک" تخلص می کرد. قصید ه و غزل و رباعی و دوبیتی و ماده تاریخ از او بر جای مانده است.
__________________
عبدالرحیم جعفری
عبدالرحیم جعفری فرزند جعفر متولد 1302 شمسی نویسنده و روزنامه نگار در بوشهر متولد شد. وی تحصیلات خود را در دبیرستان سعادت بوشهر به پایان رسانید از دوره تحصیل به خواندن و نوشتن مقالات به ویژه مقالات انتقادی و اجتماعی علاقه داشت و اولین مقاله او با نام مستعار جلیل محبوبیان در 1321 در هفته نامه خلیج ایران به مدیریت یوسف اخوت چاپ بوشهر درج شد و پس از چندی به عضویت هیئت تحریریه هفته نامه یاد شده انتخاب شد.
بعدها آثار و مقالات او در روزنامه ها هفته نامه های گلستان. بهار ایران. پیک خجسته. عدل. استخر. سروش. فروردین. دستاویز چاپ شیراز و نور افشان. ندای جنوب. عرشه. پست خلیج. دریا کنار. سنگلاخ چاپ و انتشار بوشهر چاپ می شد.
مدتی نیز سردبیری دریا کنار و پست خلیج چاپ بوشهر را بر عهده داشت. همچنین مطالب مقالات و خبرهای ارسالی او در مجله اقتصاد تهران اکونومیست. خاور. پیغام امروز. کوشش. رستاخیز. سعادت بشر اطلاعات و کیهان در طول حیات روزنامه نگاری او به چاپ رسیده است.
در انتشار کتاب آبزیان خلیج فارس با مولف آن حسین نوربخش همکاری نزدیک داشت. مقالات فراوان نیز درباره خلیج فارس تاکنون منتشر ساخته و داستان های کوتاه نیز در مطبوعات نوشته است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علی باباچاهی
علی باباچاهی شاعر ،در سال 1321 شمسی از پدری تنگستانی و مادری بوشهری در بندر کنگان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر و تحصیلات عالی را تا لیسانس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شیراز گذرانید.
باباچاهی از شاعران معاصر و دارای زبان خاص و پر تصویر شعری است.
کتابهای در بی تکیه گاهی ، از نسل آفتاب ، صدای شن ، آوای دریا مردان ، جهان وروشنایی های غمناک دو کتاب شعر برای کودکان سوغات بهار ، چه کسی در قفس را باز کرد ، گزیده اشعار و کتاب تحقیقی شروه سرایی در جنوب ایران کتاب گزاره های منفرد درباره شعر و مقالات و اشعار فراوان دیگر از او منتشر شده است.
در زمینه نقد شعر و هنر و قصه نیز فعالیت دارد و در مقوله های ادبی و هنری صاحب نظر است :
خواب ترنج
پیراهنی ز ابر و دلی ، از برف
غوغای گنگ باران در بیابانم
حرف و حریق ، بر لب
کوهی سفید بر دل
و آتش گداخته بر کف
مردی که« یافت می نشود» آنم
با ترکه انار ، ز باغ بهار می رسم از راه
خواب ترنج می بینم
خواب گل و گیاه
خواب غزل
و گنج عسل
تعبیر خواب _ می دانم
یعنی که عشق تذکره ای از شقایق است
و آینه در برابر ظهر برهنه
در برابر دوست
یعنی که مرگ ،
جریان عشق را
جریان رود را
به کف دریای توفانی می سپارد
یعنی که مرگ
دوستت دارد
مثل پرنده رهگذری !
گل گفت :
و دوست ، سخت بر آشفت
و دوست ، آنقدر گریه کرد
که خورشید تاب نیاورد و
سوخت
مثل پرنده رهگذری
روح فلق به غلغله افتاد
شب ، از صدا
و عشق ، غرق گل و شکوفه
از نقره زار صبح گذشت
یال شلال اسب
روح زلال عاشق
از تپه های سبز ، سرازیر شد
و از کنار صبح گذشت.
( از کتاب آوای دریا مردان )